اي خواجه درد هست وليكن طبيب...!

این است حال و هوای امروز من

خواهش میکنم!خواهش میکنم! برایم دعا کنید

داستان عشق و د يوانگي

 

زمانهاي قديم وقتي هنوز راه بشر به زمين باز نشده بود فضيلتها و تباهي ها دور هم جمع شده بودند.

ذکاوت! گفت : بياييد بازي کنيمٍ ، مثل قايم باشک...!

 

ديوانگي ! فرياد زد:آره قبوله ، من چشم ميزارم

چون کسي نمي خواست دنبال ديوانگي بگردد همه قبول کردند.

ديوانگي چشم هايش رابست و شروع به شمردن کرد!!

 

يک..... دو.....سه ...

 

همه به دنبال جايي بودند تا قايم بشوند......

 

نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان کرد.

خيانت خود را داخل انبوهي از زباله ها مخفي کرد.

اصالت به ميان ابرها رفت و

هوس به مرکز زمين به راه افتاد

دروغ که مي گفت به اعماق کوير خواهد رفت ، به اعماق دريا رفت !

طعم داخل يک سيب سرخ قرار گرفت.

حسادت هم رفت داخل يک چاه عميق .

آرام آرام همه قايم شده بودند و...

 

ديوانگي همچنان مي شمرد:هفتادوسه،...... هفتادو چهار

 

اما عشق هنوز معطل بود و نمي دانست به کجا برود.

تعجبي هم ندارد قايم کردن عشق خيلي سخت است.!

ديوانگي داشت به عدد 100 نزديک مي شد

که عشق رفت وسط يک دسته گل رز و آرام نشست

ديوانگي فرياد زد، دارم ميام، دارم ميام

همان اول کار تنبلي را ديد. تنبلي اصلا تلاش نکرده بود تا قايم شود!د

بعدهم نظافت را يافت و خلاصه نوبت به ديگران رسيداما از عشق خبري نبود.

ديوانگي ديگر خسته شده بودکه حسادت حسوديش گرفت و آرام در گوش او گفت: عشق در آن سوي گل رز مخفي شده است.

 

ديوانگي با هيجان زيادي يک شاخه از درخت کند و آنرا با قدرت تمام داخل گلهاي رز فرو کرد .

صداي ناله اي بلند شد .

 

عشق از داخل شاخه ها بيرون آمد، دستها يش را جلوي صورتش گرفته بود و از بين انگشتانش خون مي ريخت.

شاخه ي درخت چشمان عشق را کور کرده بود.

ديوانگي که خيلي ترسيده بود با شرمندگي گفت

حالا من چکار کنم؟ چگونه ميتونم جبران کنم؟

عشق جواب داد: مهم نيست دوست من، تو ديگه نميتوني کاري بکني ، فقط ازت خواهش مي کنم از اين به بعد يارمن باش .

همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم .

واز همان روز تا هميشه عشق و ديوانگي همراه يکديگر به احساس تمام آدم هاي عاشق سرک مي کشند!

عارف و عاشق نه......!این بار فقط عاشق!

روزي تو را محاکمه مي کنند*به حبس ابد محکوم ميشوي*جرمت مشخص نيست شواهد زيادي هم از جنايت وجود ندارد*فقط اثر انگشتت را روي قلبي يافته اند

 

من روي تو يه حساب ديگه باز كرده بودم.ناراحت نشو ولي تازه فهميدم تو يه ادم دو رويي هستي.يه روت گله و يه روت ماه...

 

یه روز تو رو توی جهنم می بینمت تو به جرم اینکه قلب منو دزدیدی منم به خاطر اینکه خدا رو ول کردم تو رو پرستیدم

 

اگه گفتی فرق توپ باتو چیه ؟؟؟؟؟؟ فرقش اینه که باید تلاش کنی تا توپ گل بشه اما تو خودت گلي .

 

زندگي نه آنقدر شيرين و مرگ نه آنقدر تلخ است كه انسان شرافتش را به آن بفروشد

 

بدترین نوع دلتنگی آن است که در کنار کسی باشی که دوستش داری و بدانی که هرگز به او نمی رسی

يه روز يه گل به خدا گفت چرا گلهاي زيبا همه خار دارند، خدا گفت نه يك گل زيبا هست که خار نداره...

ولی صداش نکن چون الان داره نوشته های منو ميخونه!!

 

به من مي گفت: آنقدردوستت دارم كه اگر بگويي بمير مي ميرم... باورم نمي شد... فقط يك امتحان ساده بود به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي به سرمي برم... كاش امتحانش نمي كردم!

 

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او راپوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود!

 

نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود!

 

خواستم برای از دست دادنت اشک بريزم، ديدم تمام اشک هايم را برای بدست آوردنت ريختم

رمزهای موفقیت

۱.آرام صحبت كن اما در فكر كردن سريع باش.

 

۲.مشكلات رو به عنوان نوعي مبارزه طلبي در نظر بگير.

 

۳.اعتماد به نفس داشته باش و خودتو كوچك مشمار.

 

۴.براي داشتن يك روز خوب به فردا فكر نكن.

 

۵.به خاطر داشته باش كه هميشه حق انتخاب با توست.

 

۶.ديگران رو تحسين كن و از شادي آنها لذت ببر.

 

۷.آرام باش و از زمان حال لذت ببر زيرا بقيه عمرت را براي ادامه زندگي در اختيار داري.

 

۸.سجده کن و به رازو نیاز مشغول شو.قطعا احساس نزدیکی بیشتری به خدا خواهی کرد و طفل درونت

آرام خواهد شد.

۹.گناهان آدمی را از ادامه مسیر متوقف می سازد همین حالا خودت را از دست آنها نجات بده.

 

۱۰.جوری زندگی کن که گویی آخرین روز زندگی توست.

حکمت آموز....

نيش دوست از نيش عقرب بدتر است            پس بزن عقرب كه نيشت بهتر است!

 

 تو زندگيت دنبال كسي نباش كه بتوني باهاش زندگي كني... دنبال كسي باش كه بدون اون نتوني زندگي كني!

 

زندگي انسان دو قسمت است : قسمت اول در انتظار قسمت دوم و قسمت دوم در حسرت قسمت اول!

 

آغاز دوست داشتن است*گر چه پایان راه نا پیداست*من به پایان نیندیشم*که همین دوست داشتن زیباست.

 

خدايا تو خود ميداني انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است

چه زجر ميكشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است!

 

هميشه تو يه ارتفاعي از جو ديگه ابري وجود نداره, اگه يه وقت آسمون دلت ابري بود , بدون كه به اندازه ي كافي اوج نگرفتي!

 

 براي به دست آوردن چيزي که تا به حال نداشته ايد بايد چيزي شويد که تا به حال نبوده اید

 

كاش مي شد ۳ چيز را از كودكان ياد بگيريم : بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن . هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن . حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن.

 

 صداقت تنها امتحاني است ، که نمي شود در آن تقلب کرد

 

تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق ميشم! 

 

چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني*و هزار بار تو خودت بشکني و اون وقت آروم زير لب بگي : ** گل من باغچه نو مبارک**

و این سزای مردی ست که...

شنبه
مرد : امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري با هم بريم «فال قهوه روسي يخ زده» بگيريم . ميگن خيلي جالبه ، همه چي رو درست ميگه . به خواهر شوهر زري گفته « شوهرت برات يه انگشتر بزرگ ميخره » خيلي جالبه نه ؟ سر راه يه چيزي از بيرون بگير بيا 

يکشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري بريم براي کلاسهاي «روش خوداتکايي بر اعتماد به نفس» ثبت نام کنيم . هم خيلي جالبه ، هم اثرات خوبي در زندگي زناشوئي داره . تا برگردم دير شده . سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيا 

دوشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين امروز قراره من و زري با هم بريم «شو»ي «ظروف عتيقه» . ميگن خيلي جالبه، ممکنه طول بکشه، سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيار 

سه شنبه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين امروز قراره من و زري با هم بريم براي لباس مامانم که براي عروسي خواهر زري ميخواد بدوزه دگمه انتخاب کنيم . تو که مي دوني فاميل مامانم اينا (!) چه قدر روي دگمه لباس حساس هستند . ممکنه طول بکشه . سر راه يه چيزي از بيرون بگير بيا 

چهارشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري بريم براي کلاس «بدنسازي» و «آموزش ترومپت» ثبت نام کنيم . همسايه زري رفته ، ميگه خيلي جالبه . ترمپت هم ميگند خيلي کلاس داره ، مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله ، سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيار 

پنجشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري بريم با هم خونه همسايه خاله زري که تازه از کانادا اومده . ميخوايم شرايط اقامت را ازش بپرسيم ، من واقعا'' از اين زندگي خسته شدم . چيه همه ش مثل کلفتها کنج خونه ! به هر حال چون ممکنه طول بکشه ، سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيا 

جمعه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببينم ، تو واقعا'' خجالت نمي کشي؟ يعني من يه روز تعطيل هم حق استراحت ندارم ، واقعا'' نمي دونم به شما مردهاي ايراني چي بايد گفت؟ نه واقعا'' اين خيلي توقع بزرگيه که انتظار داشته باشم فقط هفته اي يه بار شوهرم من رو براي ناهار ببره بيرون ؟

پویا مرد!؟؟

پویا مرد!؟؟

 

سلام بچه ها

خوبین ؟

نماز روزه هاتون قبول.

تا امروز من رو (ابوالفضل) با اسم پویا می شناختین اما از حالا به بعد من رو با اسم واقعیم که همون ابوالفضل هستش می شناسین.

فعلا بای

خدا قولی داده؟           فکر نمی کنم!                 ولی...............

خدا قول نداده آسمون هميشه آبي باشه و باغ ها پوشيده از گل
قول نداده زندگي هميشه به كامت باشه
خدا روزهاي بي غصه و شادي هاي بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده
خدا ساحل بي طوفان، آفتاب بي بارون و خنده هاي هميشگي رو قول نداده
خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكني
خدا جاده هاي آسون و هموار، سفرهاي بي معطلي رو قول نداده
قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن
رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن
قول داده ؟
ولي خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده
خدا روزي روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزي مي شه اون روز
پس ناملايمات زندگي رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که او جاودانه است و بس
نااميدي مثل جاده اي پر دست اندازه که از سرعت کم مي کنه
اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت مي ده
زياد تو دست انداز نمون
وقتي حس کردي به اون چيزي كه مي خواستي نرسيدي خدا رو شکر کن چون اون مي خواد تو يه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزي فراتر از خواسته الانت بهت بده

يادت باشه تو نمي توني كسي رو به زور عاشق خودت کني
پس تنها كاري که مي توني بكني اينه که شخصي دوست داشتني باشي و در نظر مردم باارزش و شريف جلوه کني
بهتر اينه که غرورت رو بخاطر عشقت فراموش کني تا عشقت رو به خاطر غرورت
هيچ وقت يه دوست قديمي رو ترک نكن چرا که عمرا بتوني کسي رو پيدا کني كه بتونه جاي اونو بگيره

شب قدر

در این شبها مارا هم دعا کنین

مخصوصا هنگامی که قرآن بر سر دارید

من و همه جوانان و مسلمانان را دعا کنین

...التماس دعا...

فزت و رب الکعبه

خداحافظ ای  نان خشک و نمک

خداحافظ ای ماجرای فدک

غم و دردم امشب به پایان رسید

به زهرا بگوئید مهمان رسید

بهترین ها:

·         بهترین بخشش آن است که منتظر تشکر نباشی.

·         بهترین خصلت آن است که هیچ کس را نرنجانی حتي اگر رنجيده شدي.

·         بهترین خداحافظی آن است که حتما سلامی در پی داشته باشد.

·         بهترین عشق آن است که دو طرفه باشد.

·         بهترین ترانه وآهنگ آن است که تو را به یاد خاطره ای خوش بیاندازد.

·         بهترین حادثه آن است که  زندگی تو را متحول سازد

·         بهترین هدیه  آن است که بدون توجه به ارزش آن وبا عشق خالص اهدا گردد.

·         بهترین قدردانی آن است که در عمل باشد نه بر زبان.

·         بهترین منظره آن است که صورتی را با اشک شوق ببینی.

 

 

راههای بهتر زندگی:

·         داشته هایتان را به شمارش در آورید.آنگاه به ارزش خودتان پی می برید و قیمت خود را می دانید.

·         در کار خود آنقدر ارزشمند باشید که نتوانند شما را دور بیاندازند.

·         بگذارید همیشه عملتان از گفتارتان پیشی بگیرد.

·         همیشه مواظب دامهای غرور کاذبی که می تواند موجب پیشرفت شما بشود باشید.

·         یک لبخند به استقبال روز بروید روز نو را هدیه ای از طرف خالق خودتان به حساب بیاورید.

·         امروز به گونه ای زندگی کنید که انگار آخرین روز زندگی شماست و به خاطر داشته باشید که فردا در تقویم نادان هااست.

·         هرگز چیزهای کوچک را نادیده نگیرید.

·         هرگز آن تلاش بیشتر,آن چند دقیقه وقت بیشتر ,صرف کردن راآن کلمه لطیف قدردانی وتشکر را وآن حداکثر تلاش خود رابا حرف وفکر بی ارزش کم ارزش نکنید.

·         به خود وزندگی بخندید اما نه با هدف ترحم,بلکه به عنوان یک مرهم که دردها راتسکین بخشد.

·         آن باش كه هستي, و آن شو كه توان بودنت هست.

 

 

چند جمله کوتاه:

·         آن جا که فرصت به پایان میرسد , عشق آغازمیگردد.

·         هیچ آدمی نمی تواند به عشق فرمان دهد.

·         عشق آتشی می افروزد که بیزاری نمی تواند آن را خاموش کند.

·         قبل از محکوم کردن دیگران , مدتها خودت را مطالعه کن.

·         مادامی که انسان بتواند عشق بورزد جوان خواهد ماند.

·         تنها راه گفتن حقیقت , عاشقانه حرف زدن است.

·         عقل به هیچ رو بر دل حکم نمی ارند فقط همدست او می شود.

·         عشق ورزیدن را فقط با عشق ورزیدن می توان آموخت.

·         کسی به حساب می آید که دیگران را به حساب آورد.

·         آدمها فقط در یک چیز مشترکند:متفاوت بودن.

·         هیچ روزی ا زامروز با ارزشتر نیست.

·         حقیقت آنقدر ساده است که پیش پا افتاده اش می دانند.

·         آن جا که عشق نمی یابید , عشق ارزانی کنید , عشق خواهید یافت.

·         براي حفظ دوستي آن را ابراز كن.

باز هم............................

 دستانت را به من بده و سعي کن تا بفهمي که من چقدر به تو احتياج دارم به تو و به عشقي که به آن ايمان دارم... ولي افسوس آسمان نمي بارد تا اين تن غبار آلود را بشويد و ببرد با خود به ديار دوست

آري زندگي زيباست زندگي آتشگهي ديرينه پابرجاست گر بيافروزيش رقص شعله اش در هر کران پيداست ور نه خاموش است و خاموشي گناه ماست

 آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

 عشق بايد همسفر با عقل كرد اين سخن سالك زپيرس نقل كرد عشق را مي گفت شوري در دل است عقل را مي گفت نوري در دل است عقل سرعت ميدهد بر كارها عشق جرأت ميدهد در كارها عقل تنها سينه را زندان كند عشق تنها طعمه رندان كند عقل بي عشق آيد و قاتل شود عشق بي عقل آيد و باطل شود

روز دوستي از عشق پرسيد: فرق ما دو تا چيه؟ عشق گفت:تو با يه سلام شروع مي شي ولي من با يه نگاه عشق از دوستي پرسيد: حالا از نظر تو فرق ما دو تا چيه؟ دوستي گفت:من با يه دروغ تموم مي شم و تو با مرگ

بغض هم براي خودش / رويايي داشت / دلش مي خواست لبخند بزند / نمي توانست / از همان نزديکي / بوي باران را حس کرد / ..... / بغض ترک خورد / و ...... نم نم باريد

 بهت نميگم دوست دارم قسم مي خورم که دوست دارم بهت نميگم هر چي بخواي بهت ميدم چون همه چيز من تويي اگه يه روز چشات پر اشک شد دنبال شونه اي گشتي تا گريه کني صدام کن قول نمي دم اشکاتو پاک کنم منم باهات گريه ميکنم اگه دنبال مجسمه سکوتي گشتي تا سرش داد بزني صدام کن قول ميدم ساکت بمونم اگه دنبال خرابه اي گشتي تا نفرت رو در اون دفن کني صدام کن قلب من تنها خرابه وجود توست اگه يه روز صدات کردم که بهت نياز دارم بهم نگو کجايي فقط يه لحظه چشماتو ببند و بهم

بردباري :« عشق بردبار است » ،مهرباني: « مهربان است »‌،سخاوت: « عشق در آتش حسد نمي سوزد » ،فروتني: « غرور ندارد » ،ظرافت : « عشق اطوار نا پسنديده ندارد » ، تسليم : « نفع خود را خواهان نيست » ، تسامح : « خشم نمي گيرد » ، معصوميت:«سوء ظن ندارد » ،صداقت : « از ناراستي شاد نمي شود ، اما با راستي به شعف مي آيد

رازت را به کسي نگو ! وقتي خودت نمي تواني آن را حفظ کني چگونه از ديگران انتظار داري که آن را برايت حفظ کنند؟

به نام تک مکانيک قلب هاي تصادفي _ نام:اواره ... شهرت:سرگردان..... شغل:گداي محبت ..... نام مادر:چشم انتظار...... نام پدر:سلطان غم..... جرم:به دنيا امدن..... محکوميت:زندگي کردن.... مدت گذشته:28سال.... تاريخ ازادي:مرگ.... تلفن:اه وناله ..... ادرس:شهر بي مهري -چهارراه انتظار-خيابان سوزوگداز-کوچهء نامردي

عشق و نفرت!

که بوديم نبوديم کشت ما را غم بي همنفسي حال که رفتيم همه يار شدند خفته ايم همه بيدار شدند بوديم کسي باور نمي داشت که هستيم باشد که نباشيم بدانند که بوديم قدر آيينه بدانيم تا چو هست نه در آن روز که افتاد و شکست

کاش قلبم درد تنهايي نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش مي شد راه سرد عشق را بي اختيار پيمود و قرباني نداشت

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود . پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و... حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند

انسانها بايد بياموزند که ثروتمند کسي نيست که بيشترين ها را دارد بلکه کسي است که به کمترين ها نيازمند است.

و بياموزند که دو نفر مي توانند به يک نقطه نگاه کنند و آنرا متفاوت بينند

خوسبختی توپی است که وقتی میغلتد به دنبالش میدویم و وقتی می ایستد به آن لگد میزنیم

 نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي که بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي که برايم شکستي .... .. بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمکي که بر زخمم گذاردي .... ولی....             **** مي بخشمت بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي !****

 فرياد در سکوت سکوت در فرياد به زانو نشسته غروب مي کند آفتاب خسته از گردش تکراري خود

عشق،عشق مي آفريند. عشق زندگي مي آفريند. زندگي رنج به همراه دارد. رنج دلشوره مي آفريند. دلشوره جرات مي بخشد. جرات اعتماد به همراه دارد. اعتماد اميد مي آفريند. اميد زندگي مي بخشد. زندگي عشق مي آفريند. عشق عشق مي آفريند. (احمدشاملو)

خسته شدم آخ خسته شدم از بدي ها خسته شدم يادت مياد بي کسي هام يادت مياد از تنهايي هام آخ ديگه تموم شد غصه هام ديگه تموم شد قصه هام با تو بودن به آخر نرسيده تموم نشد خاطرمولي فاصله هام... آخر خطم دوباره سر روي شونه هام بزار فدات شم اي قشنگترين بهونم ميدوني ميخوام برم ولي نمي دونم کجا!!!!!!! دوست دارم ولي نميدون چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 اونیکه میگفت جونش به جونت بنده حالا داره به گریه هات میخنده اونی که می گفت بدون تو میمیره دروغ میگه دلش جنس کویره دروغ میگه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز میخوای بمونی باهاش خیال نکن بدون اون میمیری بزار بره نباشه جون میگیری

 

سلام دوستان

ميلاد امام حسن مجتبي كريم اهلبيت مبارك همه تون باشه!

ميگن............(خوب راست هم ميگن)

خاندان اهلبيت، خونواده كرامت و بخشش و از اين حرفان. اونوقت ببينين امام حسن چقدر كريم بوده كه ميگن كريم اهلبيت!!!!

خداوكيلي تو اين ماه رمضونيه ما رو دعا كنين مخصوصا اين روزا......

آخه نه تنها مهمونيه بلكه تولد هم هست......

خيلي چيزا ميدن فقط مواظب باشيد چي ازشون ميخواين! كم نخواين كه اونوقت ضرر كردنتون حتميه!

يا علي! (كه امشب و فردا بابا ميشه!)

\شاق الحسن كاشان 1385/07/017

راههای بهتر زندگی:

· داشته هایتان را به شمارش در آورید.آنگاه به ارزش خودتان پی می برید و قیمت خود را می دانید.

· در کار خود آنقدر ارزشمند باشید که نتوانند شما را دور بیاندازند.

· بگذارید همیشه عملتان از گفتارتان پیشی بگیرد.

· همیشه مواظب دامهای غرور کاذبی که می تواند موجب پیشرفت شما بشود باشید.

· یک لبخند به استقبال روز بروید روز نو را هدیه ای از طرف خالق خودتان به حساب بیاورید.

· امروز به گونه ای زندگی کنید که انگار آخرین روز زندگی شماست و به خاطر داشته باشید که فردا در تقویم نادان هااست.

· هرگز چیزهای کوچک را نادیده نگیرید.

· هرگز آن تلاش بیشتر ,آن چند دقیقه وقت بیشتر ,صرف کردن راآن کلمه لطیف قدردانی وتشکر را وآن حداکثر تلاش خود رابا حرف وفکر بی ارزش کم ارزش نکنید.

· به خود وزندگی بخندید اما نه با هدف ترحم ,بلکه به عنوان یک مرهم که دردها راتسکین بخشد.

مجادله در ادبيات بر سر يک خال

مجادله در ادبيات بر سر يک خال

حافظ:
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را

 

صائب تبريزي:
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
بخال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چيز مي بخشد ز مال خويش مي بخشد
نه چون حافظ که مي بخشد سمرقند و بخارا را

 

شهريار:
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
بخال هندويش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چيز مي بخشد بسان مرد مي بخشد
نه چون صائب که مي بخشد سرو دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور مي بخشند
نه بر آن ترک شيرازي که برده جمله دلها را

 

پويا:

(اِهِم اِهِم...)
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
بخال هندويش بخشم شعور هر سه شاعر را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال دیگران بخشد
چونین رسم است بخشيدن، این دنياي فاني را
نه چون این سه که می بخشند
تن و روح و بخارا را

 

چه ميكنه اين خال هندووووووو

جك

 >>>توسط احسان:

پویا جان فقط ازت یه خواهش دارم ....

اونم اینکه جوری پست ندی که من مجبورشم بعضی جاهاشو ویرایش(سانسور) کنم!

به قول خودت اینجا یکم فرق فوکوله!<<<

 

از تركه میپرسن اگه سردت بشه چیکار میکنی؟ میگه میرم بغل بخاری. میگن اگه خیلی سردت بشه چی؟ میگه می چسبم به بخاری.میگن اگه خیلی خیلی سردت بشه چی؟ میگه بخاری رو روشن میکنم.

 

تركه خرش میمیره، دوستاش میان برای تسلیت گفتن.های های میزنه زیر گریه. ازش میپرسن گریت واسه چیه؟ میگه: آخه نمی دونستم خرم اینقدر فامیل داشته.

 

به تركه میگن امام رضا چطور شهید شده؟ میگه تو حرمش بمب گذاشتن.

 

تركه سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس ميگيره ، بهش ميگن آخه اين چه طرزشه ؟ ميگه : ميخوام ايندفعه از حفظ بخونم.

  

تركه با لره ميرن تو آسانسور نميدونستن چي کار کنن همينطوري وا ميستن. بعد 2 ساعت يه نفر مياد تو آسانسور دکمه رو ميزنه آسانسورشروع به حرکت ميکنه. تركه ميگه برای سلامتي آقاي راننده صلوات!

 

تركه میره کارواش ازش می پرسن: پس ماشينت کو؟ میگه: نزديک بود پياده اومدم.

 

سه کار غیر ممکن در ایران: 1-آدم شناسی در اردبیل 2- تشخیص هویت در رشت 3- برنج کاری در قزوین

 

يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن ، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه ، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد ! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون . پيرزنه ميگه : عجب دختر متين و با حياييه ! با اينكه جوونه و دلش مي خواد ولي به كسي راه نميده ، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش ! دختره با خودش ميگه : عجب پيره زن نجيبيه ! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره ، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه ! پيرمرده هم با خودش ميگه : بابا عجب بدبختيه ها ! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو ميخوريم ! پسره هم با خودش ميگه : چه حالي ميده آدم كف دستش رو بوس كنه محكم بزنه تو گوش بغل دستيش!

 

يارو سرش ميخوره به ميله ي وسط اتوبوس ، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس . بعد از چند لحظه ، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن ، ميگه : ولش كنين ببينم چي ميگه

 

بدانید که تاريخ تكرار مي شود:

موفقيت در 4 سالگي يعني خيس نكردن شلوار

موفقيت در 12 سالگي يعني پيدا كردن دوست

موفقيت در 18 سالگي يعني داشتن گواهينامه

موفقيت در 20 سالگي يعني امكان ازدواج

موفقيت در 35 سالگي يعني پول داشتن

موفقيت در 50 سالگي يعني پول داشتن

موفقيت در 65 سالگي يعني امكان ازدواج

موفقيت در 70 سالگي يعني داشتن گواهينامه

موفقيت در 75 سالگي يعني پيدا كردن دوست

موفقيت در 80 سالگي يعني خيس نكردن شلوار

البته این بیش از این که جک باشه هشداره.........

 

 

ترکه میره خیاطی یه پارچه می ده به خیاطه می گه بیا اینو برام یه کت شلوار بدوز فقط ببین فردا اومدم بگیرم نگی چرخم خراب شد ؛ سوزنم شکست ؛ برق نبود ؛ و ... اصلا نمی خواند بدوزی بده من!

 

تركه ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم!!

 

یک روز حضرت عیسی داشته دنبال پدرش می گشته یهو یه پیرمرد رو می بینه احوالش رو می پرسه . پیرمرده می گه که داره دنبال پسرش که تو اون دنیا بدون اینکه اون همسری داشته باشه بهش داده میگرده. حضرت عیسی اشک تو چشاش جمع می شه داد می زنه میگه: پدددددددددددددر. پیرمرده می گه: پینوکیوووووووووو

وقتی چند نفر با هم تنهان چی کار می کنن؟

وقتی چند نفر با هم تنهان چی کار می کنن؟

سلام دوستان امیدوارم شاد باشید  ! فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه دوستان خوبم تبریک می گم امیدوارم تو ی این ماه رفتار خوبمون رو زیادتر کنیم و مثبت تر  بشیم

توي آمريكا، با هم مسابقه ميدن!

توي فرانسه، همه همزمان شروع به حرف زدن مي‌كنن!

توي ايتاليا، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث مي‌كنن!

توي آلمان، درباره سياستهاي دولت حرف مي‌زنن!

توي پاكستان، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!

توي عراق، براي حمله به سربازهاي آمريكايي نقشه مي‌كشن!

توي افغانستان، اگه پول نداشته باشن كار مي‌كنن و اگه پول داشته باشن مي‌خوابن!

توي آذربايجان، يه بطري آب پرتقال مي‌خرن و با هم مي‌خورن!

توي مصر، ميرن يه جا مي‌شينن قليون مي‌كشن!

توي امارات متحده عربي، ۴ نفرشون دست مي‌زنن و يه نفرشون مي‌رقصه!

توي روسيه، از همديگه رشوه مي‌گيرن!

توي ژاپن، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!

توي هند، يا با همديگه مي‌رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا مي‌كنن!

توي كوبا، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف مي‌كنن!

توي سوريه، از ترس بلافاصله از همديگه جدا ميشن!

توي كره جنوبي، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالاي ژاپني رو كپي مي‌كنن!

توي مكزيك، دو نفرشون دوئل مي‌كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار مي‌زنن!

توي ايران، يا پشت سر بقيه غيبت مي‌كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه سخنراني ترتيب ميدن يا به يه جلسه سخنراني حمله مي‌كنن يا از حرف زدن و سوتي‌هاي همديگه ايراد مي‌گيرن يا يه نفرشون رو ميذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش مي‌كنن يا الكي مي‌خندن يا يه پيتزا فروشي باز مي‌كنن يا بدون هيچ صحبتي مي‌ايستن و چشم و سرشون رو مي‌چرخونن و مردم رو مي‌چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توي ياهو مسنجر مي‌سازن يا يه وبلاگ دسته‌جمعي مي‌سازن يا گروه اينترنتي راه ميندازن!

مــــــــــــــــــــــــــــــــن زنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم!!!!!!!!!!!!!

سلام

آقا ماهم زنده ایم هااااااااااااااااااااا-!!!!!!!!!!!!!!!

هیچی فقط اومدم همینو بگم(اظهار وجود در وکولم)

تا بعد.......

بهترین ها:      ASJ..................

·       بهترین بخشش آن است که منتظر تشکر نباشی.

 

·       بهترین خصلت آن است که هیچ کس را نرنجانی.

 

·       بهترین خداحافظی آن است که حتما سلامی در پی داشته باشد.

 

·       بهترین عشق آن است که دو طرفه باشد.

 

·       بهترین ترانه وآهنگ آن است که تو را به یاد خاطره ای

خوش بیاندازد.

 

·       بهترین حادثه آن است که  زندگی تو را متحول سازد

 

·       بهترین هدیه  آن است که بدون توجه به ارزش آن وبا عشق خالص اهدا گردد.

 

·       بهترین قدردانی آن است که در عمل باشد نه بر زبان .

 

·       بهترین منظره آن است که صورتی را با اشک شوق ببینی.

نویسنده جدید

سلام دوستان

از امروز یه نویسنده جدید به ما اضافه شده

دیگه کم کم باید اسم شخصی رو از رو وبلاگ بردارم که البته مایه بسی خوشحالیه!

و اما......

چون فعلا اسم مناسب و جالبی واسه خودشون انتخاب نکردن اسمشون رو asj میزارم تا بعد.....

 پویا خان یاد بگیر.......

آخرين جرعه‌ی اين جام تهی را تو بنوش!

همه می‌پرسند:
    چيست در زمزمه‌ی مبهم آب؟
             چيست در همهمه‌ی دلکش برگ؟
                       چيست در بازی آن ابر سپيد،
     روی اين آبی آرام بلند،
       که تو را می‌برد اين‌گونه به ژرفای خيال؟
  

چيست در خلوت خاموش کبوترها؟
         چيست در کوشش بی‌حاصل موج؟
                               چيست در خنده‌ی جام؟
که تو چندين ساعت،
      مات و مبهوت به آن می‌نگری!؟

  - نه به ابر،
               نه به آب،
                           نه به برگ،
                                 نه به اين آبیِ آرام بلند،
     نه به اين خلوت خاموش کبوترها،
           نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام،
 من به اين جمله نمی‌انديشم

        من، مناجات درختان را، هنگام سحر،
              رقص عطر گل يخ را با باد،
نفس پاک شقايق را در سينه‌ی کوه، 
            صحبت چلچله‌ها را با صبح،
                  نبض پاينده‌ی هستی را در گندم‌زار،
گردش رنگ و طراوت را در گونه‌ی گل،
            همه را می‌شنوم،
               می‌بينم.
                   من به اين جمله نمی‌انديشم!

                به تو می‌انديشم
            ای سراپا همه خوبی،
          تک و تنها به تو می‌انديشم.
    همه وقت
               همه جا
      من به هر حال که باشم به تو می‌انديشم.
             تو بدان اين را، تنها تو بدان!
                       تو بيا
           تو بمان با من، تنها تو بمان!

جای مهتاب به تاريکی شب‌ها تو بتاب
                 من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند.
اينک اين من که به پای تو درافتادم باز
        ريسمانی کن از آن موی دراز

        تو بگير،
                 تو ببند!

                          تو بخواه
 پاسخ چلچله‌ها را، تو بگو!
             قصه‌ی ابر هوا را، تو بخوان!
                         تو بمان با من، تنها تو بمان 
             در دلِ ساغر هستی تو بجوش،
   
   من همين يک نفس از جرعه‌ی جانم باقی‌ست،
         آخرين جرعه‌ی اين جام تهی را تو بنوش!

جسارت نباشه هااااااااااااا؟!

اين است سرگذشت بعضي از دانشجويان....

عارف و عاشق...

چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه....گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.....عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس....کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن....پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه

افسوس ، آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم................... آن زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم................ و بعد برای آنچه از دست رفته آه میکشیم

بدترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که در کنار او باشي و بداني كه بعد از اين چند روز ديگر هرگز او را نخواهي ديد

دستم بوي گل ميداد ، مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند ولي هيچ کسي فکر نکرد شايد گلي کاشته باشم

اگه يه کم فکر کنی می بينی زندگی ارزشه زنده بودن نداره . اگه يه کم بيشتر فکر کنی می بينی زندگی ارزشه مردن نداره . امّا اگه خيلی فکر کنی می بينی مردن و زنده بودن ارزشه فکر کردن نداره همشه يادت باشه چيزی که امروز داری شايد آرزوی ديروزت بوده و بزرگترن آرزوی فردات باشه پس همشه سی کن قدر چيزی که امروز داری خوب بدونی.

 من جزٍ اون دسته از مجنون هایی هستم كه نيمه شب با صداي كنسرت جيرجيركها از خواب بيدار ميشم و توي شبهاي سياه تو ته ته هاي ذهن خودم دنبال يه حس قشنگ و پر از اميد ميگردم و وقتي كه هيچ روزنه اي پيدا نميكنم شب با همه تاريكيش من را فرا ميگيرد.بعد ميروم كنار پنجره تا مهتاب آسمون را فرش دل خودم بكنم كه صداي يه جغد پير كه سالهاست روي بوم خانه لانه كرده مثل هر شب دودمان اميدم رو به باد ميدهد . مثل اينكه توي اين شب تاريك دنبال آينده سياه من است. پنجره را ميبندم

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نكنيم...پر پروانه شكستن هنر انسان نيست گر شكستيم ز غفلت منو مايي نكنيم...يادمان باشد سر سجاده ي عشق جز براي دل محبوب دعايي نكنيم...يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم...

ببينين  تورو خدا .......

زندگي ما همين شده ها !   كاري به آدم ميكنن كه خودش، خودش رو كباب كنه!

سلام  قابل توجه همه دوستان مخصوصا آقا پويا......

پست هايي كه من ميدم هم كس خاصي رو مورد نظر نداره !!!

بله ۱ تا از پست هاي من اشاره به ۱نفر داشت يكي ديگه هم بود كه اشاره به گروهي از دوستان داشت.

بالاخره من فكر ميكنم توي ۶۰-۵۰ تا پست ۲تاش هم اينجور ميشه ديگه !

من دستم به اين پويا برسه...............!

ميخورمش

تقديم با عشق

تقدیم به همه شما

_____*#######*
___*##########*
__*##############
__#################
_##################_________*#######*
__##################_____*###########*
__##################___*#############*
___#################*_###############*
____#################################*
______####################
###########
_______#############################
________###########################
__________######################
##
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________*#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#

عارف و عاااااشق ؟!

انسانها بايد بياموزند که ثروتمند کسي نيست که بيشترين ها را دارد بلکه کسي است که به کمترين ها نيازمند است. و بياموزند که دو نفر مي توانند به يک نقطه نگاه کنند و آنرا متفاوت بينند

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود . پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و... حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند

و

خوسبختی توپی است که وقتی میغلتد به دنبالش میدویم و وقتی می ایستد به آن لگد میزنیم !

در جواني، انسان مي شود خودش را اصلاح كند، هر مقدار انسان سنش زيادتر مي شود، اقبالش به دنيا بيشتر مي شود؛ جوانها نزديكترند به ملكوت. امام خميني (ره)