احسان:

عمرتون ۱۰۰ شب یلدا

شبهای یلداتون مبارک

یه چند تایی هندونه واستون تو ادامه مطلب گذاشتم

احسان(در ضمن از لطفتون ممنونم)

 

ادامه نوشته

همه آدم ها با هم برابرند....

همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما پول‌دارها محترمترند .

همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرف‌دارترند .

همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما بچه‌ها واجب‌ترند .

همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما خانم‌ها مقدم‌ترند .

همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما سياه‌ها بدبخت‌ترند و سفيدها برترند...

البته تبعيضي در كارنيست .

در كل همه آدم‌ها با هم برابرند ،

اما بعضي‌ها برترند.

- بابونه -

احسان

سلام دوستان

راستش مدتیه تو ترکم....!

میخوام خودمو از اعتیاد به نت خلاص کنم بعد دوباره میام سراغتون و بازم با درد دلهام اذیت تون میکنم!

البته رو وبلاگ نظارت دارم...! و از بروبچ (ابوالفضل مریم مهیار و بابونه) ممنونم که پست میدن و وبلاگ رو فعال نگه داشتن .

منتظرم باشید بر میگردم

احسان

تب بازیهای آسیایی و تاثیر بر حیوانات

یه زیر دوخم جانانه

و باز هم...

گفتگوي گاردين با زهرا امير ابراهيمي:
    نامزد سابقم، چهره مرا مونتاژ كرده است

    
        
    بدون شك در دو ماهه اخير فيلم غير اخلاقي كه منتسب به زهرا اميرابراهيمي بازيگر مجموعه نرگس كه در آن در نقش زهره بازي كرد، چنان بازتابي داشت كه در مدت كمي اين كپي CD در كل ايران دست به دست چرخيد، آنچه كه مشخص است، اينكه «امير ابراهيمي» در گفتگوي كوتاه خود با خبرگزاري‌هاي مختلف ايران و يك روزنامه، همه چيز را نفي كرده است و گفته كه زن حاضر در آن فيلم او نيست، بلكه دختري شبيه به اوست كه نامزد سابقش آن را تهيه و مونتاژ كرده

است... گروه كارشناسي كه آن فيلم را ديده‌اند، بر اين نظرند كه زن حاضر در آن CD غيراخلاقي، امير ابراهيمي نيست، بلكه شبيه اوست. در روزهاي اخير پس از دستگيري بازيگر مرد آن فيلم در ارمنستان، از او بازجويي‌هايي متعددي شده و البته هر روزه در نشريات ايران، از قول او صحبت‌هايي مي‌‌شود كه البته با توجه به كارهاي پليسي بعيد است كه اين بازجويي‌ها به بيرون درز پيدا كند...
    اين در حالي است كه محافل مطبوعاتي در خارج از كشور هم به اين مسئله پرداختند و هر روز از قول خود به شايعاتي در اين باره اشاره داشتند، شايد به همين خاطر است كه «زهرا اميرابراهيمي» با نشريه گاردين به گفتگو پرداخت.
    زهرا اميرابراهيمي با خبرنگار گاردين در مورد فيلمي كه جنجال‌برانگيز شده و در ميان مردم پخش شده است به گفتگو نشست ترجمه كامل اين مطلب را بخوانيد.
    «زهرا اميرابراهيمي» يكي از معروفترين هنرپيشه‌هاي تلويزيوني ايران پس از اينكه فيلم رسوايي برانگيزش به دست پليس افتاد، در خطر طرد شدن اجتماعي و از دست دادن شغل و شلاق خوردن قرار گرفت. اين فيلم درست زماني در ايران پخش شد كه در ايران با فرهنگ فاسد غرب مبارزه مي‌‌شود، از اينرو براي مردم ايران، اين فيلم هضم نشدني بود... لذا موجي از ناباوري در ميان مردم به همراه داشت... تاثير نامطلوب اين فيلم با توجه به نقش زهرا اميرابراهيمي در سريال‌هاي تلويزيوني به خصوص آخرين مجموع‌‌اش كه سعي در اشاعه و تبليغ موازين اسلامي و مذهبي را دارند چند برابر شده است.
    يكي از فيلم‌هاي زبانزد زهرا اميرابراهيمي كه اخيرا به صورت سريال در تلويزيون ايران پخش شد «نرگس» نام دارد كه نزديك به 86 درصد مردم ايران جزء بينندگان اين مجموعه بودند.
    ماموران پليس بعد از آگاهي از پخش فيلم رسوايي برانگيز زهرا اميرابراهيمي آنهم درست بعد از پايان رسيدن فيلم نرگس، او را مورد بازجويي قرار داده‌اند و هنوز هم بازجويي‌ها ادامه دارد.
    زهرا اميرابراهيمي 25 ساله در مصاحبه‌اي با گاردين حضور خود را در اين فيلم انكار كرده است. او مي‌‌گويد اين فيلم تقلبي بوده و توسط نامزد سابقش از روي انگيزه سوء وانتقام جويي و با استفاده از تكنيكهاي سينمايي و مونتاژ جعل شده است و هدفش خراب كردن شخصيت اجتماعي وي بوده است. او مي‌‌گويد: دختري كه در اين فيلم حضور دارد شخص وي نيست.
    شباهتهايي بين اين زن و شخصيتي كه من در نرگس بازي كردم وجود دارد. اما مي‌‌توان با استفاده از تكنيك‌هاي سينمايي شخصي را شبيه شخص ديگري كرد. من از اين تكنيك‌ها تا حدي اطلاع دارم و مي‌‌دانم اين اتفاق هم براي خودم افتاد.

كارشناسان معتقدند كه انكار زهرا مي‌‌تواند براي رهايي او از مجازات كافي باشد. بر طبق قوانين ايران نوارهاي ويدئويي بايد همراه با مدركي نظير اعتراف متهم يا مدارك جانبي ديگر باشد و به دادگاه ارائه شود.
    بر طبق قوانين جزايي رابطه جنسي بين دو نامحرم مي‌‌تواند 99 ضربه شلاق مجازات داشته باشد. نامزد وي كه تاكنون نامي از او برده نشد و آقاي X ذكر شده جزو اهالي پشت صحنه سينماست. و پس از اينكه به ارمنستان فرار كرد به ايران بازگردانده شد و اكنون در بازداشت به سر مي‌‌برد.
    او ممكن است به علت تهيه و توزيع فيلم غيراخلاقي به سه سال حبس و شش هزار پوند معادل ده ميليون تومان جريمه محكوم شود.
    او قبول دارد كه در اين فيلم شركت داشته اما مدعي است كه زهرا خودش پيشنهاد اين فيلم را داده و اين فيلم در خانه خود اين هنرپيشه گرفته شده است و توسط خودش پخش شده است و از سويي ديگر زهرا مي‌‌گويد: نامزد سابقش پس از اينكه حدود يك سال پيش رابطه‌اش به علت خيانت وي پايان پذيرفته همان زمان او را مورد تهديد قرار داده و به او گفته كه كاري مي‌‌كنم تا نتواني در جامعه سرت را بلند كني و نتواني در ايران كار كني.
    از اين رو اين فيلم را ساخته و در حددود 100 هزار نسخه كپي كرده و به ميان مردم پخش كرده است.
    گفتني است با توجه به شهرت زهرا اميرابراهيمي و تلاش روزافزون براي پاك كردن مظاهر غربي باعث عكس‌العمل نشان دادن مقامات دولتي شده است.
    سعيد مرتضوي دادستان كل تهران دستور رسيدگي مخصوص به اين پرونده را داده و براي افرادي كه در توليد و توزيع آن نقش داشته‌اند درخواست مجازات اعدام كرده است.
    «امير ابراهيمي» كه از نظر احساسي صدمه خورده است اما شايعات در مورد تلاشش براي خودكشي را نفي مي‌‌كند اما او مي‌‌گويد كه موقعيت شغلي وي در معرض تهديد است و كارفرمايانش او را اخراج خواهند كرد.


    او مي‌‌گويد: بر طبق هنجارهاي اخلاقي جامعه ايران توزيع اينگونه فيلم‌ها سبب ضربه زدن به فرد است . اگر شما به پرونده بازيگري من نگاهي بيندازيد مي‌‌بينيد كه من معمولا در فيلم‌هاي مذهبي و اخلاقي ايفاي نقش كرده‌ام. من و خانواده‌ام تصور مي‌‌كرديم كه در جامعه‌اي با آگاهي بالا زندگي مي‌‌كنيم. اكنون براي ما روشن شده كه بيشتر از 90 درصد جامعه اين فيلم را جدي گرفته‌ و آنرا دنبال كرده‌اند اگر فرصتي به دست آيد آنها به دنبال غيراخلاقيات و موضوعات زشت هستند.
    امير ابراهيمي در ادامه مي‌‌گويد: بعد از اعتراضات فراواني كه از سوي همكاران به من شد، فيلم غير اخلاقي را ديدم اما واقعيت اينجاست كه شخص درون فيلم من نيستم.
    وي افزود: منكر شباهت‌هايي كه هنرپيشه فيلم غير اخلاقي با من دارد نيستم زيرا با استفاده از امكانات گريم مي‌‌توان فردي را شبيه ديگري ساخت، ضمنا اطلاعاتي در مورد تكنيك‌هاي مونتاژ دارم و مي‌‌دانم كه با استفاده از آن مي‌‌توان چهره فرد مورد نظر را خلق كرد.
    وي تاكيد كرد: حتي بعد از اينكه از او جدا شدم تهديد كرد بلايي سرم مي‌‌آورد كه نتوانم سرم را در جامعه بالا بگيرم و حتي جايي در صدا وسيما نداشته باشم. حال فكر مي‌‌كنم با اين فيلم جعلي تهديد خود را عملي كرده است. بنا به گزارش نويسنده گاردين، فيلم غيراخلاقي منتسب به زهرا امير ابراهيمي در جامعه ايران به «نرگس 2» معروف شده و بسياري از خانواده‌هاي ايراني بيم آن دارند تا فرزندانشان آنرا مشاهده كنند.

منبع:http://www.ksabz.net

ابوالفضل

گنجینه سهراب

سلام.

این پست هم از سری پست های گنجینه سهراب هست.

 

 

مسافر از اتوبوس

پياده شد:

" چه آسمان تميزي! "

و امتداد خيابان غربت او را برد.

 

سهراب در سال1346 براي ديدار از موزه ها و آثار هنري و تكميل هنر خود به پاريس مي رود، دراين رابطه خواهر ارجمندش خانم پريدخت سپهري به نقل از قول مرحوم سهراب می پردازد:

 

            روزي در پاريس به ديدار دوستي رفتم و از او خواستم مقداري پول به من قرض بدهد. 12 فرانك بيشتر نداشت كه 6 فرانك آن را به من داد.

از او خواستم فردا به منزلم بيايد، وقتي آمد گفتم: " سطلي آب و جارويي بردار برويم." نگاهي پرسشگر كرد و آنها را برداشت و به اتفاق راه افتاديم. در حاشيه خياباني ايستادم. خواستم كمكم كند تا گوشه اي از پياده رو را خوب بشويم و تميز كنم. پس از آن، روي زمين به نقاشي پرداختم. چيزي نگذشت كه مردم براي تماشا دور ما جمع شدند. بعد از ديدن كار هر كس با لبخندي ستايشگر پولي گذاشت و رفت.(نقاشي كنار خيابان در اروپا معمول است) در مدت كوتاهي ، 1200 فرانك گرد آمد.600 فرانك را به دوستم دادم و باقي را خودم برداشتم.

 

 

ÿΔБσιҒΔžι

 

 

جک

®جک®

سلام بچه ها

حالتون خوبه؟ خوش میگذره؟ اینم یه آپ دیگه

1-      باید منو ببخشین که دیر به دیر آپ میکنم

2-      منظور از "یه رشتی" یا "یه ترک" هم وطنای عزیزمون نیستند ما ترکها و رشتیهای منافق رو میگیم

3-      اگه جکها قدیمی هستند ببخشین، این جکها واسه من جدید بودن (شاید برای اینه که یه مدت نبودم)

 

ترکه مبره امامزاده میبینه خیلی شلوغه میگه بابا شلوغ نکنین اون دفعه شلوغ کردین حاجتها قاطی پاطی شد من حامله شدم

 

از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟
ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!!

 

یکی می خواسته مزاحمت تلفنی ایجاد کنه برای اینکه شماره اش برای طرف نیفته ، پارچه می ذاره روی تلفنش

 

به ترکه میگن بابا شدی میگه : پس به زنم نگید می خوام سورپرایزش کنم!!!

 

به تركه میگن: ساعت چنده. بلد نبوده میگه: بدو بدو دیرت شده

 

از بنده خدا ميپرسن: آروغ چيه؟

ميگه: سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كرده اند

 

رشتيه زنش رو طلاق مي ده ورشكست ميشه

 

بدهكارا به رشتيه فشار مي آرن. رشتيه مي ره يه زنه ديگه مي گيره

  

کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي

به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي

به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت

به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر

به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست

 

يه اكيپ با یه ترک ميرن كوهنوردي شب يكي داد ميزنه جرج، جرج.

اكيپ بيدار ميشن ميگن ما كه جرج نداريم؟ ميخوابن.

صبح بيدار ميشن مي بينن ترك رو گرگ خورده.

 

با تولد دومين گوسفند شبيه سازي شده ,

ديگه نميتونم بهت بگم : "دنيا ديگه مثه تو نداره !!!! نداره نميتونه بياره

 

وقتی به چهره تو نگاه میکنم به شوخ طبعی خدا پی میبرم !!!

 

تركا زنگ مي زنن قم مي گن يه امام جمعه برامون بفرستين مي پرسن پس قبلي چي شد؟ ميگن اونو كشتيم امام زاده ساختيم!

 

غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی.

راننده می گه من که چیزی نگفتم. غضنفر می گه بعدا که می گی !!!

 

این اس ام اس صرفآ برای دویدن شما به طرف موبایل بوده و هیچ ارزش دیگری ندارد !!!

 

به يكي ميگن يه جمله بگو كه توش سه تا دروغ باشه ميگه : دانشگاه ازاد اسلامي

 

حلول ماه مبارک رمضان بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد - انجمن عقب ماندگان ذهني

 

ترکه سفره دلش رو واسه دوستش باز می کنه توش پر از نون بربری بوده............

 

بسیجیه می خواسته به دختره متلک بندازه

میگه خوشگله نماز خوندی؟

 

ترکه سکه میندازه صندوق صدقات ٬ سوارش میشه!

 

بي معرفت شدي . محل نمي ذاري . اس ام اس نمي دي . خودت رو واسه من مي گيري . اين همه بي محلي واسه چي ؟؟ حالا خوبه كه فقط عكست رو چي توز هستش ...

 

به تركه ميگن تور را تعريف كن؟

ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناف به هم وصل شده‌اند !!!

 

لره داشته با عصبانیت پولکی میخورده بهش میگن چرا این قدر خشنی ؟

میگه بابا ما هر چی بگیم شما میگین لرا خرن ولی به خدا این چیپس ها شیرینه

 

از لره مي پرسن نظرت راجع به 4 مقوله فکر،شعور،عقل و درک چيه؟

مي گه ما به اينا مي گيم چهارمحال !!!

  

یه بار یه رشتیه شب دعا میکنه که حق به حق دار برسه صبح که بیدار میشه میبینه بچه هاش نیستن!

 

اگه تو خيابون راه ميرين يه دفعه يه چيز گروم و نرم رو سرتون احساس کردين مطمئن باشين که از اون بالا کفتر مي ايد ....

 

ÿΔБσιҒΔžι

 

 احسان: بازهم منو مجبور میکنه که مطلبشو سانسور کنم بابا یه چی بنویس که بشه....

برای دیدن کامل اونا(فقط واسه خاطر اینکه ناراحت نشه!)به لینک

زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است 

مراجعه کنید(من مسئول نیستما ! )

چرا خداوند را نديده مي‌گيريم؟!!!

چرا امروز دعا نمي‌كنيم....؟؟ چرا اشك نمي‌ريزيم؟!!؟؟؟ چرا خداوند را نديده مي‌گيريم؟!؟!! چرا قوانين خدا بايگاني شده‌اند؟!!!!؟ چرا گرسنگان جهان در حاليكه استخوان‌هايشان از پهلوي آنها بيرون زده، پيش چشم ما جان مي‌دهند و ما فقط تماشا و اظهار تأسف مي‌كنيم!!!!!!!!!!؟ چرا از جهل يكديگر عليه يكديگر استفاده مي‌كنيم؟!؟ چرا به يكديگر كمك نمي‌كنيم؟! چرا به يكديگر دروغ مي‌گوئيم؟!!! چرا ترازوهاي ما ديگر درست كار نمي‌كنند ؟؟! چرا به رنج يكديگر مي‌خنديم....!!

- بابونه -

...

چه صادقانه پذيرفتم...

چه فريبنده آغوشت برايم باز شد...

چه ابلهانه با تو خوش بودم..

چه كودكانه همه چيزم شدي...

چه زود نيازمندت شدم...

چه حقيرانه تركم كردي.

- بابونه -

تنها

 

تنها در بي چراغي شب ها مي رفتم دست هايم از ياد مشعل ها تهي شده بود
همه ستاره هايم به تاريكي رفته بود.مشت من ساقه خشك تپش ها را مي فشرد
لحظه ام از طنين ريزش پيوند ها پر بود.  تنها مي رفتم،
مي شنوي؟ تنها
من از شادابي باغ زمرد كودكي براه افتاده بودم.
آيينه ها انتظار تصويرم را مي كشيدند، درها عبور غمناك مرا
مي جستند
و من مي رفتم، مي رفتم تا در پايان خودم فرو افتم.
ناگهان، تو از بيراهه لحظه ها، ميان دو تاريكي، به من پيوستي.
صداي نفس هايم با طرح دوزخي اندامت در آميخت:
همه تپش هايم از آن تو باد، چهره به شب پيوسته! همه
تپش هايم. من از برگريز سرد ستاره ها گذشته ام
تا در خط هاي عصياني پيكرت شعله گمشده را بربايم.
دستم را به سراسر شب كشيدم،
زمزمه نيايش در بيداري انگشتانم تراويد. خوشه فضا را فشردم
قطره هاي ستاره در تاريكي درونم درخشيد.
و سرانجام در آهنگ مه آلود نيايش ترا گم كردم
ميان ما سرگرداني بيابان هاست
بي چراغي شب ها، بستر خاكي غربت ها، فراموشي
آتش هاست.
ميان ما "هزار و يك شب" جست و جوهاست.

- بابونه -

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي

 هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي

براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو:

 يادت بخير

- بابونه -

خدا رو دوست دارم چون ...

خدا رو دوست دارم چون ... آي ديش ... هميشه روشنه،

خدا رو دوست دارم چون به همه ... پي ام ها ... جواب ميده،

خدا رو دوست دارم چون حرفهاي خصوصي آدم رو ... سند توآل ... نمي کنه،

خدا رو دوست دارم چون هيچ کسي رو ... ايگنور ... نمي کنه

خدا رو دوست دارم چون ... خداست ...

- بابونه -

چه می شود؟

بيا و لحظه يي كنار فانوس نفس هاي من آرام بگير!

نگاه كن

ساعت از سكوت ترانه هم گذشته

اگر نگاه گمانم به راه آمدنت نبود

ساعتي پيش

اين انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب هاي تو مي سپردم!

حالا هم به چراغ همين كوچه كوتاه مان قسم!

بارش قطره اي  از ابر باراني نگاهم كافيست

تا از تنگه تولد ترانه طلوع كني!

اما

تو را به جان نفس هاي نرم كبوتران هره نشين!

بيا و امشب را بي واسطه گريه هايم كنارم باش

مگر چه مي شود يكبار بي پوشش پرده باران تماشايت كنم؟

چه مي شود؟

ها؟

- بابونه -

باران ببارد يا نبارد

ديگر نه من نه اين معاني معيوب!

ديگر نه من نه اين شهادت اشك!

ديگر از تكرار ترانه خسته ام!

از اين پنجره هاي بسته خسته ام!

خسته ام از اين دقايق بي لبخند!

باران ببارد يا نبارد

من مي روم با دست هايم

چتري براي پروانه ها بسازم!

ديگر چه مي شود كه نام گل هاي باغچه را به خاطر نياورم؟

يا اصلا ندانم كه كدام شاعر شبتاب

قافيه ها را از قاب غمگين پنجره پر داد؟

- بابونه -

آسمون باش

اگه كسي رو دوست داري نه برايش ستاره باش نه آفتاب

چون هر دوشون مهمون رهگذرن

پس براش آسمون باش كه هميشه بالاي سرش باشي

 - بابونه -

بهتر است عشق را دعوت كنيم....

زن از منزل خارج شد ودر جلوي در خانه نظاره گر سه پيرمرد با ريشهاي سفيد وبلند شد.
زن گفت: شما را نمي شناسم ولي بايد گرسنه باشيد داخل شويد وچيزي بخوريد.پيرمردان
گفتند:آيا همسرت منزل است؟
زن گفت: خير بيرون است!
سپس گفتند: ما نمي توانيم داخل شويم!
بعداز ظهر كه شوهر به خانه برگشت زن تمام ماجرا را برايش توضيح داد.مرد گفت: حالا بروبه
آنها بگوكه من در خانه هستم وآنها را دعوت كن.
سپس زن رفت وآنها را به داخل راهنمايي كرد ولي آنها گفتند:ما نمي توانيم با هم داخل شويم!!
زن علت را جويا شد و يكي از پيران توضيح داد:اسم او ثروت است وبه يكي ديگر از پيران اشاره
كرد وگفت:او موفقيت است ومن نيز عشق حالا برو ومسئله را با همسرت در ميان بگذار!!
وتصميم بگيرد كه كدام از ما داخل شويم؟؟
زن ماجرا را براي شوهرش تعريف كرد .شوهر كه بسيار خوشحال شده بود با هيجان خاصي گفت :بيا ثروت را دعوت كنيم و منزلمان را مملو از دارايي كنيم .اما زن با اين خواسته مخالفت كردوگفت:عزيزم چرا موفقيت را نپذيريم؟در اين بين عروسشان كه تا آن موقع شاهد گفت وگوي آنها بود ميان حرفشان پريد وگفت:بهتر نيست عشق را پذيرا باشيمومنزلمان را سرشار از عشق كنيم؟
سپس شوهر به زن نگريست وگفت:بيا به نصيحت عروسمان گوش كنيم وبرو وعشق را دعوت كن .سپس زن رفت وگفت كدام يك از شما عشق هستيد؟لطفا داخل شويد وميهمان ما باشيد.
در اين لحظه عشق برخاست وقدم زنان به طرف خانه راه افتادسپس آن دونيز بلند شده ووي را همراهي كردند.زن با تعجب به موفقيت وثروت گفت:من فقط عشق را دعوت كردم!
در اين بين عشق گفت:اگر شما دارايي يا موفقيت را دعوت مي كرديددو نفر از ما مجبور بودندبيرون منتظر بماننداما زماني كه عشق را پذيزا شديدهر جا كه من ميروم آن ها نيز با من همراه مي شوند.

هر كجا عشق باشد درآنجا موفقيت و ثروت نيز حضور دارند.

گل مریم

سلام بچه ها حالتون خوبه؟

بايد ببخشين چند وقته نتونستم بيام و آپ كنم(توي ترك بودم)

شرمنده

الان هم از آفهاي خودتون يه  پست دادم

به بزرگي خودتون ببخشين

 

 

فرشته اي از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم

 

سعي كن هميشه مثل پالاز موكت باشي شخصيتت كوبيده نشه و همواره رنگ خودت رو حفظ كني

 

اي كاش تنها يك نفر هم در اين دنيا مرا ياري كند اي كاش مي توانستم با كسي درد دل كنم تا بگويم كه من ديگر خسته تر از آنم كه زندگي كنم:-<

 

به نظر شما با وجود وضعیت بحرانی دنیا و مشکلات فراوان و تصمیم جدید شورای نگهبان هنوز هم خوشگلا باید برقصن؟

 

این پیغام کاملا جدیه. باور کنید. منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عیدی داد یه توپ قلقلی داد

 

عشق يعني علاقه … نه كفگيرو ملاغه ... دوست دارم يه عالمه ... اندازه ي يه قابلمه ... من عاشق تو هستم ... تو قابلمه نشستم ... يه لنگه كفش تو دستم ... منتظر تو هستم ...

 

در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ... هر چه بيشتر اوج بگيري ... كوچكتر خواهي شد !!

 

فرشتگان از خدا پرسيدن: خدايا تو که بشر رو انقدر دوست داري چرا غم را آفريدي ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم چون اين مخلوقه من تا غمگين نباشه به ياد خالقش نمي افته

 

 

نگاهت چون عقاب ....دلت چون دريا ..... دستانت چون آتش ...... قدت مثل سرو ......صدايت چون آوازه پرنده ..... . . . . هيچ چيزيت مثل آدم نيست !

 

چند وقته نيومدی به خاطره نيومدنت مامانم و بابام هر شب باهم دعوا دارن! مهم نيست با چه ماشينی ميای! مهم نيست با چه لباسی ميای فقط بيا و اين آشغال ها رو از دم خونه بردار !

 

شهادت جان سوز، جان گداز، جان كاه، جان اف كندي، جان فورد، جان تراولتا، جان وين، جان علي، جان نثار، جان مريم چشماتو وا كن، سري بالا كن !

 

نگريستم به گريستنت، گريستم به نگريستنت، گريستم و تو نگريستي، نگريستم و تو گريستي، گريستم تا نگريستي! مخت چت كرد يا بازم بگم؟

 

ابوالفضل

مي خواستم

 مي خواستم عزيز تو باشم خدا نخواست
همراه و همگريز تو باشم خدا نخواست

مي خواستم كه ماهي غمگين بركه اي
در دست هاي ليز تو باشم خدا نخواست

گفتم در اين زمانه كج فهمِ كند ذهن
مجنون چشم تيز تو باشم خدا نخواست

مي خواستم كه مجلس ختمي براي اين
پائيز برگريز تو باشم خدا نخواست

آه اي پريِ هر چه غزلگريه! خواستم
بيت ترانهاي ز تو باشم خدا نخواست

مظلوم ساكتم! به خدا دوست داشتم
يار ستم ستيز تو باشم خدا نخواست

نفرين به من كه پوچي دستم بزرگ بود
مي خواستم عزيز تو باشم خدا نخواست

-.بابونه.-

شرح درد عاشقی...

دانشجو های دنيا !!‌.....

ژاپن: بشدت مطالعه مي کند و براي تفريح ربات مي سازد!

مصر: درس مي خواند و هر از گاهي بر عليه حسني مبارک، در و پنجره دانشگاهش را مي شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلي مي شود و همزمان برادر دوقولويش که سالها گم شده بود را پيدا مي کند. سپس ماجراهاي عاشقانه واکشني(ACTION) پيش مي آيد و سرانجام آندو با هم عروسي مي کنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!

عراق: مدام به تير ها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد و در صورت زنده ماندن درس مي خواند!

چين: درس مي خواند و در اوقات فراغت مشابه يک مارک معروف خارجي را مي سازد و با يک دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد!

اسرائيل: بيشتر واحدهايي که او پاس کرده، عملي است او دوره کامل آموزشهاي رزمي و کماندويي را گذرانده! مادرزادي اقتصاد دان به دنيا مي آيد!

گينه بي صاحاب!!: او منتظر است تا اولين دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبيله اي درس بخواند!

کوبا: او چه دلش بخواهد يا نخواهد يک کمونيست است و بايد باسواد باشد و همينطور بايد براي طول عمر فيدل کاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي جمهوري امريکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس مي خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان در بيايد!

اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيکاري بين کلاس؛ چند نفر از قبيله توتسي را مي کشد!

انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره کواترناري!! منقرض مي شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي خوانند!

ايران: عاشق تخم مرغ است ! سرکلاس عمومي چرت مي زند و سر کلاس اختصاصي جزوه مي نويسد! سياسي نيست ولي سياسي ها را دوست دارد. معمولا ليگ تمام کشورهاي بالا را دنبال مي کند ! عاشق عبارت " خسته نباشيد"است، البته نيم ساعت مانده به آخر کلاس ! هر روز دو پرس از غذاي دانشگاه را مي خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه مي گويد ! او سه سوته عاشق مي شود ! اگر با اولي ازدواج کرد که کرد، و الا سيکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار مي شود! جزء قشر فرهيخته جامعه محسوب مي شود ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائيل مي دهند ولي خانه به دانشجوي پسر نمي دهند! او چت مي کند! خيابان متر مي کند ودر يک کلام عشق و حال مي کند! نسل دانشجوي ايراني درسخوان در خطر انقراض است!

امارات : به رشته های تغذیه و پزشکی مخصوصا زنان و زایمان علاقه خاصی دارند اما فقط علاقه دارند و پس از ورود به دانشگاه که بدون کنکور هم هست همیشه دانشجوی سال اولی باقی می مانند!

پسرا و دخترا چه جوري از عابر بانک پول می گيرن؟

 

 

پسرها:
۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:

واسه خوندن این قسمت به ادامه مطلب مراجعه کنید

ابوالفضل

ادامه نوشته

Y®®®Y

 

 

عشق:

عذاب

شدید                        

قلبهاست

 

ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟

 

يكرنگ تر از تخم مرغ نديدم ، اونم شكست و دورنگيش پيدا شد 

 

اگه یه روزی ازخواب بیدار شدی دیدی تویه اتاق تنگ وقرمزی بدون توی قلب منی

 

میدونی فاصله بین انگشتات واسه ی چیه؟واسه ی اینه که یکی دیگه بیاد اونو پر کنه.

 

در دهکده ای به نام محبت

رشته کوهی است به نام عشق

و از قله ی آن به نام معشوق

رودی سر چشمه می گیرد به نام وفا

که به چشمه ای می ریزد به نام صفا

و به دریایی ختم می شود به نام وداع

 

کاش خداوند سه چیز را نمی آفرید:

عشق/غرور/دروغ

چرا که به خاطر عشق از روی غرور به یکدیگر دروغ

نمی گفتیم.

 

"راستی این حرف ها رو واسه این که خوشگل بودن براتون گذاشتم هاااااا فقط همین و گر نه این حرفها که به من ربطی نداره یعنی نمیخام داشته باشه ولی آدم وقتی اینارو میخونه دلش یه جوری میشه...یعنی آدم هوسش میشه که با دستای خودش، خودشو بدبخت کنه"

 

 ابوالفضل

ادامه در ادامه مطلب

ادامه نوشته