طنز هفته

 

(این متن فقط برای آوردن لبخند به لبان شماست و قصد توهین به هموطنان عزیزم در خارج

از کشور نیست..که مسلما هر کدام عزیزانی را در آن سوی مرزهای ایران داریم  )

تا حالا به این فکر کردین کسایی که یه مدت حتی خیلی کوتاه مثلا دو ماه خارج از کشور زندگی کردن وقتی که

بر میگردن چه جوری رفتار میکنن؟؟

پس اگر فکر میکنید مطلب جالبیه برید به ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

آدمي با آرزو هاي كوچك و بزرگ خويش زنده است

آدمي با آرزو هاي كوچك و بزرگ خويش زنده است

 

و آنچه مهم است آنست كه هرگز و هيچ كس نميتواند تضمين كند كه ما حتي به آرزو هاي كوچك خود برسيم!

همان طور كه هرگز و هيچ كس و نميتواند تضمين كند كه ما حتي به آرزو هاي بزرگ خود نميرسيم!!!

 

ممكن است آرزوهاي كوچك ما برآورده نشود ولي آرزوهاي بزرگ ما برآورده شود!!!

 

بايد به خدا اميد داشت چون اوست كه تمام قدرتها را در دست دارد و اوست كه از همه چيز آگاهست و تنها اوست كه قدرت تغيير همه چيز را دارد حتي چيز هايي كه به نظر ما غيرممكن است!

 

پس هرگز        هيچ چيز         غيرممكن نيست!

 

بايد به خدا اميد داشت و تلاش كرد و البته دعا را فراموش نکرد

بدون شرح

 

حکایت

حکایت


چگونه بايد يك خبر ناگوار را اطلاع داد !

داستان زير را آرت بو خوالد طنز نويس پر آوازه آمريكايي در تاييد اينكه نبايد اخبار ناگوار را به يكباره به شنونده گفت تعريف مي كند :

حتما به ادامه ی مطلب بروید و داستان را بخوانید

خیلی جالبه

ادامه نوشته

تلنگر

خداوند در کنار، همراه و دورن شما است.

 

 «او» امروز نزدیکتر از دیروز است

 

نزدیک تر از همه دوستانتان

 

«او» جان جانان است، نفس نفستان، ثروت و خردتان.

 

«او» همه چیز شماست

«او» همه چیز شماست

«او» همه چیز شماست

«او» همه چیز شماست

«او» همه چیز شماست

«او» همه چیز شماست

«او» همه چیز شماست

 

 

عاشقي می خواست به سفر برود. روزها و ماه ها و سال ها بود که چمدان می بست. هی هفته ها را تا می کرد و توی چمدان می گذاشت. هی ماه ها را مرتب می کرد و روی هم می چید و هی سال ها را جمع می کرد و به چمدانش اضافه می کرد.

او هر روز توی جیب های چمدانش شنبه و یکشنبه می ریخت و چه قرن هایی را که ته ته چمدانش جا داده بود.

و سال ها بود که خدا تماشایش می کرد و لبخند می زد و چیزی نمی گفت. اما سرانجام روزی خدا به او گفت: عزیز عاشق، فکر نمی کنی سفرت دارد دیر می شود؟ چمدانت زیادی سنگین است. با این همه سال و قرن و این همه ماه و هفته چه می خواهی بکنی؟

عاشق گفت : خدایا! عشق، سفری دور و دراز است. من به همه این ماه ها و هفته ها احتیاج دارم. به همه این سال ها و قرن ها، زیرا هر قدر که عاشقی کنم، باز هم کم است.

خدا گفت : اما عاشقی، سبکی است. عاشقی، سفر ثانیه است. نه درنگ قرن ها و سال ها. بلند شو و برو و هیچ چیز با خودت نبر، جز همین ثانیه که من به تو می دهم.

عاشق گفت : چیزی با خود نمی برم، باشد. نه قرنی و نه سالی و نه ماه و هفته ای را.

اما خدایا ! هر عاشقی به کسی محتاج است. به کسی که همراهی اش کند. به کسی که پا به پایش بیاید. به کسی که اسمش معشوق است.

خدا گفت : نه ؛ نه کسی و نه چیزی. "هیچ چیز" توشه توست و "هیچ کس" معشوق تو، در سفری که که نامش عشق است.

و آنگاه خدا چمدان سنگین عاشق را از او گرفت و راهی اش کرد.

عاشق راه افتاد و سبک بود و هیچ چیز نداشت. جز چند ثانیه که خدا به او داده بود.

عاشق راه افتاد و تنها بود و هیچ کس را نداشت. جز خدا که همیشه با او بود.

 

عرفان نظرآهاری

پروردگارا...


پروردگارا !!!!!!!!!

خود را تقدیم تو می دارم 

بامن باش واز من ساز

انچه خود اراده کنی

از اسارت نفس رهایم کن

تا انجام اراده ات را بهتر بتوانم

مشکلاتم رابگیر

تاپیروزی بر انها شاهدی باشد

 برای کسانی که با قدرت تو 

 عشق تو

و راه تو

یاریشان خواهم داد

باشد که همیشه بر اراده ات گردن نهم 

 که همیشه بر اراده ات گردن نهم 

 

25f29kw.jpg

کاریکلماتور

وقتي بغض گلويم ترکيد به کوير تبديل شدم

از پشه پرسيدم کيستي؟ گفت: خروس بي محل

تنها دلخوشيم مرور خاطرات گذشته بود که آلزايمر آنرا هم ازمن گرفت

وقتي از زندگي سيرشدم مرگ هم برايم نازکرد

آنقدردرنويسندگي مهارت دارد که با چهارحرف "کتاب" مي نويسد

چين با آن همه وسعتش با اتو صاف مي شود

راستي مي دونين فرق وام با نارنجک چيه:

نارنجک يه ضامن داره ولي براي وام گرفتن بايد صدتا ضامن داشته باشي


خورشید تنبل است. چون پدرم زودتر از او از خواب بیدار می شود.

قالی چمن، بافت کارخانه بهار است.

به تعداد پنجره های دنیا خورشید وجود دارد.


بیچاره ماهیها! چون اشک ریختنشان را هیچ کس باور نمی کند.

وقتی اتوبوس به ایستگاه می رسد همه به احترام او از جایشان بلند می شوند.

مردان به دنبال زیبایی، زنان به دنبال پول

مردان به دنبال زیبایی، زنان به دنبال پول
بسیاری از افراد ادعا می کنند که برای انتخاب همسر، پول یا ظاهر همه چیز نیست؛ اما طبق یک تحقیق و بررسی بین المللی، زمانی که در موقعیت انتخاب قرار می گیرند، مردان به دنبال زیبایی می روند و زنان ثروت و امنیت را برمی گزینند.
 
 
 
پیتر تود،دانشمند دانشگاه ایندیا آمریکا به همراه همکاران خود از آلمان، انگلستان و اسکاتلند، با برگزاری یک سری جلسات قرارهای عاشقانه در آلمان، سعی کردند تا بررسی کنند که افراد در انتخاب همسر، واقعا به دنبال چه چیزی هستند.
برای کسب اطلاعات بیشتر حتما برید به ادامه ی مطلب تا به چیزهای جالبی پی ببرید.... 
ادامه نوشته

تست روانشناسی

به این تست شك نكنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است كه این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً كار دشوارى نیست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنید. یك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد كه بتوانید امتیازهایى كه گرفته اید را جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع كنید:

برای انجام این تست برید به ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

یک راه آسون واسه پیدا کردن فایل های گم شده

یه راه آسون واسه پیدا کردن فایل ها ی گم شده


If your computer says "FILE NOT FOUND"
وقتی کامپیوترتون پیغام میده که قادر به پیدا کردن یه فایل نیست
when you search for those important file...
و شما مشغول گشتن برای پیدا کردن اون فایل مهم هستین

Scroll down for an Easy way to search for it
باید خودتون دست به کار بشین .!چه جوری؟؟

برای فهمیدنش برید به ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

زندگی

زندگی چیست ؟!      غصه خورد                زیر دیوار آرزو مردن

گروه خونی شما چیه

سلام دوستان ...

اینم به قول آرشیو بندمان یک مطلب جالب

گروه خونی شما معرف شماست. شاید باور نکنید که شخصیت افراد به گروه خونی شان بستگی داشته باشد . اصولا افراد هر گروه خونی دارای خوی، عادت ، رفتار و منش و شخصیت خاصی هستند.

     

من که گروه خونیم O  هستش

گروه خونیه شما چیه؟

شما جز کدوم دسته از انسانها هستید؟؟؟؟؟؟؟

نترس بگو بابا ... من گفتم دیگه!!!!!!

برای گرفتن اطلاعات جالب برید به ادامه ی مطلب

با تشکر از نظراتتون <<< خسته شدی از بس نظر دادی>>>

اینم آدرس وبلاگ خودم حال کردی سر بزن:

همه چیز برای سونی اریکسون

ادامه نوشته

جواب های.. هوی نیست

هیچ وقت هیچ چیز و هیچ كس را بی جواب نگذار !!!

جواب سلام را با علیك بده ، جواب تشكر را با تواضع ،

جواب كینه را با گذشت ، جواب بی مهری را با محبت ،

جواب ترس را با جرات ، جواب دروغ را با راستی ،

جواب دشمنی را با دوستی ، جواب زشتی را به زیبایی ،

جواب توهم را به روشنی ، جواب خشم را با صبوری ،

جواب سرد را به گرمی ، جواب نامردی را با مردانگی ،

جواب همدلی را با رازداری ، جواب پشتكار را با تشویق ،

جواب اعتماد را بی ریا ، جواب بی تفاوتی را با التفات ،

جواب یك رنگی را با اطمینان ، جواب مسئولیت را با وجدان،

جواب حسادت را با اغماض ، جواب خواهش را بی‌غرور ،

جواب دورنگی را با خلوص ، جواب بی ادب را با سكوت ،

جواب نگاه مهربان را با لبخند ، جواب لبخند را با خنده ،

جواب دلمرده را با امید ، جواب منتظر را با نوید ،

جواب گناه را با بخشش..............

همیشه جواب ..های ، هوی نیست. جواب خوبی را به خوبی بده ،

جواب بدی را هم به خوبی بده.

هیچ وقت جواب سربالا نده. هیچ وقت هیچ چیز و هیچ كس را بی جواب نگذار.

 مطمئن باش هر جواب كه بدهی یه روزی ، یه جوری ، یه جای به تو اوني كه بايد بهت  باز می‌گرداند

 

 

 

يادش بخير اول مهر

بابا آب داد

بابا نان داد و حالا ديگه از بابا جز نامي و يادي نمونده

دارا دندان دارد اما به ما نگفتن كه دارا دندون داره اما نون نداره

كوكب خانم ديگه مهمون ناخونده اي نداره كه براش تخم مرغ درست كنه اون خودش هم ديگه پيتزا و پيراشكي مي خوره

عمو حسين هم گاوش رو فروخت و تراكتور خريد

حسنك هم اسمشو عوض كرده و ديگه به صداي حسنك كجايي حيوونا توجهي نداره

كبري هم ديگه تصميم نمي گيره چون ديگه كتاب نمي خونه كه كتابش تو بارون خيس بشه

آن مرد هم ديگه با اسب نمياد حالا ديگه اونم سمند خريده

بدا به حالت اي روستايي! كه خونه قديمي تو رو هم سيل خراب كرد

شيرين هم ديگه يه دختر پاك و معصوم نيست حالا ديگه گرد و غبار گناه روي قلب سياهشو پوشونده

اون حالا ديگه با خودش هم درگيره و مسير زندگيشو در لابه لاي كوچه هاي مه آلود زندگي گم كرده

گيج شده نمي دونه بايد چكار كنه

 

------------------------------------

من حسینم

به قول بعضی ها  افتخ دادم مطلب گذاشتم .. امیدوارم از این مطلب خوشتون اومده باشه

یا علی التماس دعا 

یک زوج در اوایل 60 سالگی ، در یک رستوران کوچک رومانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان یک پری کوچک سر میزشان ظاهر شد و گفت: چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستید و درتمام این مدت به هم وفادار موندید ، هر کدامتان میتوانید یک آرزو بکنین.
خانم گفت: اووووووووووووووووه، من میخواهم به همراه همسر عزیزم ، دور دنیا را سفر کنم.
پری چوب جادوئیش را تکان داد و دوتا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فکر کرد و گفت:خب ، این خیلی رومانتیکه و فقط یکبار در زندگی اتفاق میافته ، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوانتر از خود داشته باشم....!
خانم و پری سخت ناامید شده بودن ولی آرزو، آرزو دیگه!!!!
پری چوب جادوئیش را چرخاند و .....آقا 92 ساله شد!
پیام اخلاقی این حکایت: مردها شاید موجودات ناسپاسی باشن، ولی پری ها مونث هستند.
تفکر من(آروين) و قابل توجه خانمهايي كه ما رو مهم به بدبيني ميكنن: مردها دور اندیش هستند، شاید پیر مرد نمیتونسته مرگ همسرش رو ببینه، با این کارش دوست داشته زودتر از همسرش بمیره، شایدم از زندگی با اون خسته شده بوده، اما خوب هرچی باشه منم موافقم که پری مونث هست . D:

*فيلش ياد هندوستان كرد، براش ويزا گرفت!

»*برگ سبز»ی است تحفه‌ای در «كيش»!

*خياط رو از نخش ميشناسن، راننده آژانس رو از سهمیه بنزینش!

*مامورم و مغرور!

*از خر شيطون اومد پايين سوار مترو شد!

*در «طنز» لذتی است كه در «اسكناس» نيست!

»*ازدواج» اشكنک دارد، سرشكستنک دارد!

*با هر دستی بدهی، با همان دست هم به سر خودت می‌زنی!

*شغال زرد برادر سگ راه راهه!

*ما هنوز اندرخم خميازه‌ايم!

*كلاهش پس معركه بود، با عجله رفت برش داشت!

*حرفه و مردش!

*وقتی كسی دست به سياه و سفيد نمی‌زند، حتما مارگزيده است!

*تو نيکی ميکن و در دجله انداز / خودم شيرجه ميرم درش ميارم!

*مرد آن است كه در كشاكش دهر / شنگ ژيرين آشيا باشد!

*دست پيش رو می‌گيره، كه دندون اسب پيشكشی رو نشمره!

*ديگ به دندون اسب پيش‌كشی ميگه، شام و ناهار هيچی!

شما کیستید؟!

حسابدار : کسي است که قيمت هر چيز را ميداند ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند.
بانکدار : کسي است هنگامي که هوا آفتابي است چترش را به شما قرض مي دهد و درست تا باران شروع مي شود آن را مي خواهد.
مشاور : کسي است که ساعت شما را از دستتان باز مي کند و بعد به شما مي گويد ساعت چند است.
سياستمدار: کسي است که مي تواند به شما بگويد به جهنم برويد منتها به نحوي که شما براي اين سفر لحظه شماري کنيد.
اقتصاددان:کسي است که فردا خواهد فهميد چرا چيزهايي که ديروز پيش بيني کرده بود امروز اتفاق نيفتاد.
روزنامه نگار: کسي است که 50% از وقتش به نگفتن چيزهايي که مي داند مي گذرد و 50% بقيه وقتش به صحبت کردن د ر مورد چيزهايي که نمي داند.
رياضيدان : مرد کوري است که در يک اتاق تاريک بدنبال گربه سياهي مي گردد که آنجا نيست.
هنرمند مدرن: کسي است که رنگ را بر روي بوم مي پاشد و با پارچه اي آن را بهم مي زند و سپس پارچه را مي فروشد.
فيلسوف : کسي است که براي عده اي که خوابند حرف مي زند.
استاد : کسي است که کاري ندارد ولي حداقل مي داند چرا 
روانشناس : کسي است که از شما پول مي گيرد تا سوالاتي را بپرسد که همسرتان مجاني از شما مي پرسد.
معلم مدرسه : کسي است که عادت کرده فکر کند که بچه ها را دوست دارد.
جامعه شناس : کسي است که وقتي ماشين خوشگلي از خيابان رد مي شود و همه مردم به آن نگاه مي کنند ، او به مردم نگاه مي کند.
برنامه نويس: کسي است که مشکلي که از وجودش بي خبر بوديد را به روشي که نمي فهميد حل مي کند .

یک ساعت و دقیقه و لحظه

تصور کنید بانکی داریدکه در ان هر روزصبح86400 تومان به حساب شما واریز می شود وتا اخرشب فرصت دارید تا همه پول ها را خرج کنید , چون اخر وقت حساب خود به خود خالی می شود.
در این صورت شما چه خواهید کرد؟
البته که سعی می کنید تا اخرین ریال را خرج کنید!
هر کدام از ما چنین بانکی را داریم: بانک زمان.
هر روز صبح, در بانک زمان شما86400 ثانیه اعتبار ریخته می شود و اخر شب این اعتبار به پایان می رسد.
هیچ برگشتی نیست و هیچ مقدار از این زمان به فردا اضافه نمی شود.
ارزش یک سال را دانش اموزی که مردود شده , می داند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا اورده , می داند.
ارزش یک هفته را سر دبیر یک هفته نامه می داند.
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را می کشد.

ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده.
و ارزش یک ثانیه را انکه از تصادفی مرگبار جان به در برده, می داند.
هر لحظه گنج بزرگی است, گنجتان را مفت از دست ندهید.
باز به خاطربیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمی ماند .

need 4 fun

ای نسيم سحر آرامگه يار كجاست ؟ / مدرک ديپلمم اينجاست ولی كار كجاست ؟

هركجايی كه من اين مدرک خودرا بردم / پاسخ اين بود كه كه يک پارتی پولدار كجاست ؟

روز وشب هرچه دويدم پی همسر گفتند / ازبرای چو توئی همسر و غمخوار كجاست ؟

پدر دختره تا ديد مرا با فرياد/ گفت اوٌل تو بگو درهم و دينار كجاست؟

خانه درجردن و شمران چه داری بچه؟ / پست و عنوان و يا حجره و انبار كجاست؟

ست الماس و گلوبند زمرد كه به آن/ بكند دختر من فخر در انظار كجاست؟

يک عدد بنز مدل بالای خوشرنگ دودر / تا كند فيس در آن در بر اغيار كجاست؟

اعتياد گرنداری و سلامت هستی/ برگه ی پاكيت ازدكتر و بهيار كجاست ؟

هرچه فرياد زدم حرف مراكس نشنيد/ كه به دادم برسد گوش بدهکار كجاست؟

مدرک ديپلم خود را بفروشم به دو پول/ ايهالناس بگوييد خريدار كجاست؟!

سهراااااااااب کجائی؟!

هر کجا هستم، باشم به درک!

من که بايد بروم!

پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!

من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سيما دارد!

تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست.

کار بايد خود پول.

کار بايد کم و راحت باشد!

فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پی کار بايد رفت!

بهترين چيز اتاقی است که از دسته چک و پول پر است!

پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست!

سيد خندان يه نفر!

سوئيچم کو؟

چه کسی بود صدا کرد زورو؟!