ولنتاین مبارک
درسته ممکنه بعضی از مطالب تکراری باشه ولی واسه امروز گذاشتم شاید یکی لازمشون داشت![]()

دختري از پسري پرسيد :آيا منو قشنگ مي دوني؟ پسر جواب داد : نه ! پرسيد : آيا دلت مي خواد تا ابد با من بموني؟ گفت :نه ! سپس پرسيد :اگر ترکت کنم گريه مي کني ؟ و بار ديگر تکرار کرد :نه ! دختر خيلي ناراحت شد .... وقتي براي آخرين لحظه با چشماني که پر از اشک بود به پسر نگاه کرد ..... پسر دست هايش را گرفت و گفت :تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي .... من نمي خواهم تا ابد با تو باشم بلکه من نياز دارم که تا ابد با تو باشم و اگر تو روزي مرا ترک کني ... گريه نمي کنم .. مي ميرم
رازت را به کسي نگو ! وقتي خودت نمي تواني آن را حفظ کني چگونه از ديگران انتظار داري که آن را برايت حفظ کنند؟
برو به جهنم، چون فقط تو هستي كه ميتوني جهنم رو بهشت كني
انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري
انسانها بايد بياموزند که ثروتمند کسي نيست که بيشترين ها را دارد بلکه کسي است که به کمترين ها نيازمند است. و بياموزند که دو نفر مي توانند به يک نقطه نگاه کنند و آنرا متفاوت بينند
هيچ وقت به خودت مغرور نشو ....... برگ ها هميشه وفتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن
عشق حديثي است كه با يك نگاه شروع مي شود ، بايك لبخند شكوفه مي زند ، با يك بوسه اوج مي گيرد و باريختن اشكي به پايان مي رسد
در خواب ناز بودم شبي . . . ديديم کسي در مي زند . . . در را گشودم روي او . . . ديدم غم است در ميزند . . . اي دوستان بي وفا . . . از غم بياموزيد وفا . . . غم با آن همه بيگانگي . . . هر شب به من سر مي زند
درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود . پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و... حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند
خوسبختی توپی است که وقتی میغلتد به دنبالش میدویم و وقتی می ایستد به آن لگد میزنیم
اگه تورو خواستن اشتباهه اگه باتوبودن اشتباهه اگه عاشق توبودن اشتباهه اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي
افسوس ، آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم................... آن زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم................ و بعد برای آنچه از دست رفته آه میکشیم
بدترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که در کنار او باشي و بداني كه بعد از اين چند روز ديگر هرگز او را نخواهي ديد
دستم بوي گل ميداد ، مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند ولي هيچ کسي فکر نکرد شايد گلي کاشته باشم
عشق،عشق مي آفريند. عشق زندگي مي آفريند. زندگي رنج به همراه دارد. رنج دلشوره مي آفريند. دلشوره جرات مي بخشد. جرات اعتماد به همراه دارد. اعتماد اميد مي آفريند. اميد زندگي مي بخشد. زندگي عشق مي آفريند. عشق عشق مي آفريند. (احمدشامل
خسته شدم آخ خسته شدم از بدي ها خسته شدم يادت مياد بي کسي هام يادت مياد از تنهايي هام آخ ديگه تموم شد غصه هام ديگه تموم شد قصه هام با تو بودن به آخر نرسيده تموم نشد خاطرمولي فاصله هام... آخر خطم دوباره سر روي شونه هام بزار فدات شم اي قشنگترين بهونم ميدوني ميخوام برم ولي نمي دونم کجا!!!!!!! دوست دارم ولي نميدون چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ميدوني فرق تو با جريان خون چيه؟ ها؟آهان خون ميره تو قلب بر ميگرده ولي تو كه بري تو قلب من همون جا ميموني براي هميشه
آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي
عاقبت روزی فرا خواهد رسید خیره در چشمان دلجویت شوم شمع خلوتگاه خاموشم شوی غرقه در امواج گیسویت شوم
هفت شهر عشق عبارتند از .:.*.:. شهر اول : نگاه و دلربايي .:.*.:. شهر دوم : ديدار و آشنايي .:.*.:. شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي .:.*.:. شهر چهارم : بهانه ، فکر، جدايي .:.*.:. شهر پنجم : بي وفايي .:.*.:. شهر ششم : دوري و بي اعتنايي .:.*.:. شهر هفتم : اشک ، آه ، تنهايي
اينو ياد بگير هميشه به ياد اوني باشي كه به يادت بوده هيچ وقت سعي نكن ياد اوني رو كه به يادت بوده رو از ياد ببري چون هميشه از همه چي اون ياده كه ميمونه اينو يادت باشه پس از ياد نبرش
کهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم..... کفشاي پاره ميخريم .... اسباب کهنه ميخريم ..... بي اختيار داد ميزنم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري
روز دوستي از عشق پرسيد: فرق ما دو تا چيه؟ عشق گفت:تو با يه سلام شروع مي شي ولي من با يه نگاه عشق از دوستي پرسيد: حالا از نظر تو فرق ما دو تا چيه؟ دوستي گفت:من با يه دروغ تموم مي شم و تو با مرگ
): به نام تک مکانيک قلب هاي تصادفي _ نام:اواره ... شهرت:سرگردان..... شغل:گداي محبت ..... نام مادر:چشم انتظار...... نام پدر:سلطان غم..... جرم:به دنيا امدن..... محکوميت:زندگي کردن.... مدت گذشته:28سال.... تاريخ ازادي:مرگ.... تلفن:اه وناله ..... ادرس:شهر بي مهري -چهارراه انتظار-خيابان سوزوگداز-کوچهء نامردي
نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي که بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي که برايم شکستي .... .. بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمکي که بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي
عشق من برتر از انديشه ي توست در خيال از تو بتي ساخته ام داده ام پيكررعناي تو را آنچنان جلوه كه خود هم نشناخته ام چون درياتوفان زا دو چشمت آفريدم سيه نقشي از شبها به گيسويت كشيدم به لب هاي تو رنگي برتر از افسانه دادم ز مينا مستي . از گل رنگ و بو بر آن نهادم به خيالي كه بوده ام بت خود را ستوده ام گر ديدي خسته جان شدم ناتوان شدم دل ز تو بريدم پي آن نقش آرزو همه جا را نموده ام من از جان مي پرستمت آشناي من دل به خيال تو بستم
براي هزارمين بار پرسيد:تاحالا شده من دلت را بشكنم؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گفتم نه هيچ وقت!!! تا مبادا دلش بشكنه
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا گل ته كفشي كه لگد مالش مي كند را هم خوشبو مي كند
کليد قلبي را نداري قفلش نکن اگر خداحافظي در راه است سلام نکن اگر دستي را گرفتي رهايش نکن دفتري که بسته شد ديگه بازش نکن قلبي که شکسته شد ديگه نازش نکن
دیشب ندیدی که چه محشر کردم ...... با اشک تمام کوچه را تر کردم ........ دیشب که سکوت دق مرگم می کرد ...... وابستگی ام را به تو عادت کردم
بعضي از آدما خيلي خوش به حالشونه آدمهايي كه راحت مي بخشن آدمهايي كه وفادارن به عهدي كه با خودشون و ديگران ميبندن آدمهايي كه آرامش ناشي از ترك هوس هاشون رو با هيچ چيزي در دنيا عوض نمي كنن آدمهايي كه ايمانشون رو با هر مخالفتي از دست نميدن آدمهايي كه با خداشون رو راست هستن آدمهايي كه تو قلبشون براي ديگرون جا دارن آدمهايي كه زندگي رو ساده مي گيرن وخلاصه آدمهايي كه با خوشبختي ديگرون احساس خوشبختي ميكنن
گر احساس کردي که گناه کسي آنقدر بزرگ است که قابل بخشش نيست براي اين است که قلب تو کوچک است نه گناه او بزرگ
به ذهنت بياموز که هر کسي لياقت تجسم شدن را ندارد
به چشمانت بياموز که به چشم به راه بودن عادت نکندعادت نکند به چشمانت بياموز که براي هر کسي بيخواب نشود به زبانت بياموز که هر اسمي ارزش اري شدن ندارد...... به زبانت بياموز به هر کسي نگويد دوستت دارم..... به لبانت بياموز هر لبي ارزش بوسيدن ندارد