جک
يه نفر مي خواسته يه ماهي رو خفه کنه، هي سر ماهي رو مي کنه زير آب و در مي آره
دنيا را بدون خانم ها تصور کنيد: بازارها خلوت، پولها اضافه، خيابانها خلوت، مخابرات ورشکسته!
سه تا ديوانه هم اتاقي بودن - يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم
تركه ميره مغازه به صاحب مغازه ميگه نوشابه خانوادگي دارين صاحب مغازه ميگه بله تركه ميگه به مجردا هم ميفروشين؟!
ترکه شب میره دستشویی بعد میاد زنشو بیدار می کنه میگه:رفتم دستشویی در و باز کردم برق روشن شد در و بستم برق خاموش شد .زنش عصبانی میشه میگه:پدر.... بازم تو یخچال......!
ترکه یه خبر داغ می شنوه گوشش می سوزه.
شیطون قرص اکس میخوره مردمو به راه راست هدایت می کنه